السيد الخميني
452
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
ديدند و اينجا آمدند و به آنها عرضه داشتند ، اينها هم مكلفند كه از آنها همراهى بكنند . اين طور است اسلام كه اجتماعاتش اجتماعات سياسى است در عين حالى كه عبادت است . نماز جماعت را انسان خيال مىكند خوب يك عبادتى است كه با هم جمع مىشوند و يك نمازى را مىخوانند ؛ لكن در اين نماز جماعتها مسائل سياسى بايد طرح بشود . يعنى آن كسى كه هفتهاى يك دفعه در منبر مىرود و نماز جمعه مىخواند و منبر مىرود و خطبه مىخواند ، بايد مسائل سياسى مسلمين را در آنجا طرح بكند و بگويد ؛ و آن چيزهايى كه - مثلًا اشتباهاتى كه - از دولتها واقع مىشود ، در آنجا طرح بشود و مردم را هدايت كند به هم زندگىشان و هم مبدأشان و هم معادشان و هم چيزهايى كه در زندگى لازم دارند . تكليف همگانى تبليغ و معرفى نهضت به جهانيان و در هر صورت ، حالا كه مملكت ايران جورى شده است كه از عبادات مردم هم حالا با سرنيزه جلو مىگيرند ! امروز نگذاشتند كه در قم اين فريضهء الهى به جا بيايد . در جاهاى ديگر هم همين طور اشتباه اينها . حالا تمام اخبار به ما نرسيده است لكن خيلى - در بسيارى از جاها كشتار بوده است و مردم را با سرنيزه جواب دادهاند . و جواب اشخاصى كه مىگويند كه آقا مخازن ما را نده به ديگران ، جواب اشخاصى كه مىگويند ما آزادى مىخواهيم ، اين قدر اختناق پنجاه ساله ما را خفه كرد ، جواب اشخاصى كه مىگويند كه ما استقلال مىخواهيم ، تو همهء مملكت ما را به ديگران دادى ، جوابش حالا اين است كه نخست وزير نظامى و وزراى نظامى و حكومت نظامى ! و با نظام مىخواهد خودش را نگه دارد . از آن طرف چماق به دستها را مىريزد به جان مردم ؛ از آن طرف حكومت نظامى را درست مىكند ! از اين طرف مىگويد بايد نظم باشد ، از آن طرف خودش شلوغكارى : دستور مىدهد كه چماق به دستها را بريزند توى شهر و شهرها را آتش بزنند يا چه بكنند . اين وضع مملكت ما و اين وضع حكومت شاه و اين وضع زندگى آخر نكبت بار اين مرد خبيث است . و بر همهء ماها هست كه به اين مسلمينى كه در ايران هستند كمك بكنيم .